آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
379
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
و باغها و آتشگاهها « امروز نيز در دست جانشينان او است و از قراريكه گويند در اين ايام خرم و آبادان است » ، ولى ما نميدانيم ، كه آيا مقصود عصر خود طبرى است يا زمان حيات آن مؤلف مجهولى ، كه كتابش مأخذ روايت طبرى بوده است . در كنار راه كاروانى ، كه شيراز را بدار ابجرد و بندر عباس متصل مىكند ، ويرانه قصرى پيداست ، كه سروستان نام دارد . به اعتقاد هرتسفلد « 1 » اين قصر در زمان سلطنت وهرام پنجم بنا شده و ممكن است يكى از ابنيهء مهرنرسى باشد . كلمه سروستان هم شايد دليلى بر صحت اين ادعا باشد . اين قصر ( ش 32 ) بناى گنبددارى است ، كه بعقيده هرتسفلد نظر بكوچكى شايستگى اقامتگاه شاهنشاه را نداشته ، خاصه كه تالار بارگاه آن بسيار حقير است . در ديوارها در بسيار تعبيه شده و بناى سقفها نشان ميدهد ، كه در آن زمان فن معمارى ساسانى بپايه نسبة بلندى رسيده بوده است « 2 » . سه پسر مهرنرسى در زمان حيات پدر خويش بمشاغل عاليه رسيدند . زروانداذهيربذ شد ، كه بعد از مقام موبذان موبذ عاليترين منصب روحانى است . ماهگشنسپ رياست امور مالى را دارا بود و لقب واستريوشانسالار يافت و كاردار ارتشتارانسالار يا سپهسالار بزرگ كشور گرديد . وهرام پنجم نخست با اقوام وحشى شمالى ، كه مورخان عرب و ايرانى بدون امتياز همه را بنام ترك خواندهاند ، بجنگ درآمد . محتمل است ، كه اقوام مزبور خيونيان « 3 » بوده باشند . نام اين اقوام را ، كه از نژاد هون و ساكن دشتهاى شمال مرو بودهاند ، در جزء افواجى كه به يارى شاهپور دوم آمده بودند ، ديدهايم . اين طايفه در دوستى ايران وفادار نماندند . بعد از مرگ شاهپور مكرر بخراسان هجوم
--> ( 1 ) - زاره - هرتسفلد ، نقوش برجسته ، ص 131 ؛ زاره - هرتسفلد ، سفر باستانشناسى در حوزه دجله و فرات ، ج 2 ، ص 332 و بعد . ( 2 ) - نقوش برجسته ، همانجا ؛ تاريخ صنايع پوپ IV ، 148 . ديولافوا ( 4 ، ص 30 و بعد ) قصر سروستان را جزو ابنيه هخامنشى محسوب داشته است . ( 3 ) - چنين است ماركوارت ، ايرانشهر ، ص 52 .